تبلیغات
eliiinaz㋡ - گنجشک
eliiinaz㋡
نقلی نیست... میمیریم...

لبخند میزنم...به لطافت نگاه هایت...که دل ابری مرا نوازش کرد...
_______________
گاهی فریاد لازم است.اینجا...فریاد میزنم...بی صدا!
_______________
نمیدانم چرا نظرات را که خالی میبینم...میخندم!گمان نمیکردم مردم تا این حد خسیس باشند!
_______________
در این هوای سرد...دست هایم را بگیر...راه دوری نمیرود!
_______________

لطفا برای کپی مطالب اطلاع دهید...ممنون... مینویسم برای شما.از دل ابری خودم.شاید هم...بارانی!نمیدانم... eliiinaz㋡

گنجشک

پنجشنبه 7 مهر 1390  ساعت: 02:47 ق.ظ

. . .

حال و هوای یه گنجشکو دارم.

که زیر بارون قلبش تند میزنه.تندِ تند...

به طرفش سنگ انداختن.افتاده زمین.یه گوشه کز کرده و با ترس

به دست آدمایی که رد میشن نگا میکنه...مبادا سنگ دیگه ای بیاد و بالشو بشکنه...

* * *

حال و هوای یه گنجشکو دارم.

که زیر بارون قلبش تند میزنه.تندِ تند...

سردشه...میلرزه...یه گوشه کز کرده و با حسرت

به دست آدمایی که رد میشن نگا میکنه...شاید کسی خواست با دستای گرمش بهش امید زندگی بده...

آره...حال و هوای یه گنجشکو دارم...

خودم نمیدونم چه حالیه...!



دلنوشته هایeliiinaz㋡

برای اثبات نفس هایم...

نوشته های من

آخرین دلنوشته ها

نویسنده

دوستان من

دوستان من

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو