تبلیغات
eliiinaz㋡ - چراغ را روشن نکن
eliiinaz㋡
نقلی نیست... میمیریم...

لبخند میزنم...به لطافت نگاه هایت...که دل ابری مرا نوازش کرد...
_______________
گاهی فریاد لازم است.اینجا...فریاد میزنم...بی صدا!
_______________
نمیدانم چرا نظرات را که خالی میبینم...میخندم!گمان نمیکردم مردم تا این حد خسیس باشند!
_______________
در این هوای سرد...دست هایم را بگیر...راه دوری نمیرود!
_______________

لطفا برای کپی مطالب اطلاع دهید...ممنون... مینویسم برای شما.از دل ابری خودم.شاید هم...بارانی!نمیدانم... eliiinaz㋡

چراغ را روشن نکن

پنجشنبه 5 آبان 1390  ساعت: 01:26 ق.ظ

چراغ را روشن نکن!

اینجا کسی در حال انفجار است!

جرقه ای که بزند میترکد این بغض!

چراغ را روشن نکن...

تاریکی زیباتر است

اشک هایم را نمیبینی

کبودی چشمانم را نمیخوانی

پس دلت نمیسوزد و

تو همان تویی

من همان من...

و همچنان سنگ میزنی...

چراغ را روشن نکن

بگذار صدای قدم های هر غریبه ای

قلبم را به تپش وا دارد

راستش دیگر چند وقتی ست

نمی تپد...

نه...نه...

چراغ را روشن نکن

موهایم پریشان است

چشم هایم پریشان تر

همچو مردگان ... بی روح...خشکم زده

خیره به جسمی که نمیدانم چیست

و نمیخواهم بدانم چیست

پس

چراغ را روشن نکن...



دلنوشته هایeliiinaz㋡

برای اثبات نفس هایم...

نوشته های من

آخرین دلنوشته ها

نویسنده

دوستان من

دوستان من

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو